
مقدمه
آیا تاکنون برای شما پیش آمده هنگامی که ار کنار زمین بازی کودکان عبور می کنید، در خود این تمایل را احساس کنید که دوست دارید سوار تاپ یا سرسره شوید؟ برایتان این سوال پیش امده که چرا چنین احساسی دارید؟ پاسخ این سوال نیاز کودک درون به بازی و شیطنت می باشد.
کودک درون چیست؟
در درون هر فرد بزرگسال عاقل و منطقی کودکی نهفته است. کودکی که همچون همه کودکان تمایل دارد جست و خیز کنان به زندگی ادامه دهد. دوست دارد تا محیط اطراف خود را کشف کند. نسبت به هر چیز جدید و نویی علاقه نشان دهد.
هنگامی که از شدت ناراحتی دوست دارید گریه کنید در واقع این تمایل کودک درون هست که آن را احساس می کنید.
هنگامی که تمایل دارید از شدت خوشحالی بالا و پایین بپرید نیاز کودک درون است که این تمایل را در شما ایجاد می کند.
چرا هنگام شادی و ناراحتی از تمایلات درونی خود جلوگیری می کنیم؟
هر چقدر سن کودک بالاتر می رود دامنه محیط اجتماعی وی از خانواده به مهد کودک و از آن به مدرسه گسترش می یابد. کودک در مدرسه انضباط اجتماعی و تفکر براساس منطق را آموزش می بیند. با افزایش سن تفکر بر اساس منطق و هنجار اجتماعی افزایش می یابد. هنگامی که نیاز به تصمیم گیری دارد بدون توجه به ندای کودک درون براساس منطق و هنجار تصمیم می گیرد. هر چه بر میزان تفکر منطقی فرد افزوده شود، صدای ندای درون آهسته تر می شود. تا جایی که صدای آن شنیده نمی شود و در گوشه ای خاموش می نشیند.
وقتی کودک درون ساکت می شود چه چیزی رخ می دهد؟
با افزایش سن در یک برهه زمانی احساس می کنید انرژی خود را از دست داده اید. از حضور در جمع خودداری می کنید، یا در صورت حضور ترجیح می دهید در گوشه ای تنها بمانید و از معاشرت با دیگران خودداری می کنید. بدین صورت مسیر زندگی را بدون لذت و هیجان درونی طی می کنید. در نتیجه تمام این اتفاقات نیازهای روحی و روانی برآورده نمی شود.
روانشناسان و کودک درون
کارل گوستاو یونگ روانشناس سوئیسی در بخشی از نظریه روانشناسی تحلیلی خود به کهن الگوها اشاره می کند. کهن الگوها شامل تجربیات باستانی و ناهشیار جمعی می شوند. یونگ در نظریه خود کودک را جزء کهن الگوها ذکر می کند. وی در نظریه خود کودک را وسیله هموار سازی شخصیت، عامل شفا و تکامل فرد می داند.
اریک برن روانپزشک آمریکایی در نظریه خود با نام تحلیل رفتار متقابل سه بعد شخصیتی را مطرح می کند که شامل کودک، والد و بالغ می شود. وی کودک را بخشی از وجود می داند که فرد در مسیر رشد از آن عبور می کند. در نظریه وی بالغ بین کودک و والد تعادل برقرار می کند. از دست دادن این تعادل موجب برهم خوردن تعادل روانی فرد می شود.
در دهه 1980 توجه به کودک درون برای درمان برخی از مشکلات مورد توجه قرار گرفت. در این روش درمانگر تلاش می کند تا با شفای کودک درون مشکلات کنونی فرد را برطرف کند.
جمع بندی
دوران کودکی دوران شادی، سرزندگی، کشف و پیشرفت می باشد. توجه و زنده نگه داشتن کودک درون نیز می تواند موجبات سر زندگی، تلاش و کوشش و امید را در هر فرد فراهم کند.
بله
تقریبا
خیر